SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс
-->

لار، بهشتي كه من مي‌شناختم

تاریخ درج: 25 فروردين 1393

عبدالعلي يزداني دانش آموخته دوره پنجم مهندسي سازه از تاليف و انتشار كتابي با عنوان «لار بهشتي كه من ‌مي‌شناختم» خبر داد. آقايان شاهرخ یزدانی، مهدی کلهر، نادر هنرخواه، رامان یزدانی و مهدی جمالی‌بحری در تهيه اين كتاب با نويسنده همكاري داشته‌اند. اين كتاب در 200 صفحه در سال 1388 توسط انتشارات پيام رسان منتشر شده است.

اين كتاب دربارة منطقة لار است؛ لار زیبایی که وقتی قدم در آن می‌نهی تمام غصه‌ها، غم‌ها و گرفتاری‌هایت را فراموش می‌کنی و انگار تعلقات دینوی خود را پشت گردونه‌های لار به جا می‌گذاری، لار را می‌توان قطعه‌ای از بهشت دانست که با عنایت پروردگار در این کرة خاكي بجا مانده است.

این کتاب به عنوان بهترین کتاب در مورد محیط زیست از طرف شورای جهانی شکار و حفظ حیات وحش (CIC) در سال 2011 انتخاب شده است. اين جايزه در 15 ماه مه 2011 توسط خانم Maria Fürstin zu Stolberg-Wernigerode در پنجاه و هشتمين مجمع عمومي شوراي جهاني در سن پترزبورگ به آقاي يزداني اهدا شده است.

نويسنده در مقدمه كتاب آورده است:

"من در حد وسع و توان علمی و ادبی اندک خود سعی کرده‌ام در قالبی نو به شما بگویم که چه لاری داشتیم و چه در آن داشتیم و اکنون چه داریم و اگر این روند مخرب را ادامه دهیم چه خواهیم داشت.

همانطور که گفتم هدف و مقصودم از تالیف این کتاب مروری است بر وضعیت طبیعی لار در خلال سال‌هایی که به آنجا رفته‌ام و غرض از بازگو کردن خاطرات و تمرکز روی ماهیگیری به هیچ عنوان به رخ کشیدن مهارتم در ماهی‌گیری و یا داستانسرایی نیست. . .

 من احساس وظیفه کردم تا آنچه را که درباره لار دارد با گذشت زمان از دست می‌رود و به فراموشی سپرده می‌شود در این کتاب گرد آورم."

يكي از خوانندگان كتاب به نام آقاي احسان عبیدی آشتیانی در وبگاه پرسار (www.porsyar.com) نظرات خود را در مورد كتاب نوشته است كه بخش‌هايي از آن نقل مي‌شود.

من کتاب زیبای آقای عبدالعلی یزدانی با نام "لار بهشتی که من می‌شناختم (1387 - 1355)" را خواندم و بسیار لذت بردم. مرا بسیار سرگرم کرد و به دل طبیعت زیبا و همچنین خاطرات نوجوانیم برد.

ما، در مورد طبیعت ایران مطالعات کم داریم و من همیشه دنبال کتاب ، فیلم مستند یا چیزی شبیه به این در مورد لار بودم ، که این کتاب را دیدم .

واقعا کتاب جالبی است و نکاتی را گفته که سئوالات در ذهن من بود.

مثلا من می‌خواستم بدانم چرا ماهیان سد لار نسبت به آن 20 سال پیش ریز تر شده‌اند و گوشتشان دیگر صورتی نیست که با خواندن این کتاب ، تقریبا متوجه شده‌ا‌م که احتمالا به خاطر این است که اون 20 سال پیش، کف دریاچه هنوز چیزی از دشت و مرغزار باقی داشته (به جامانده از قبل از ساخت سد) و رش یا همان میگو آب شیرین و غذاهای دیگر زیاد داشته و این اواخر کف دریاچه توسط لایه ای خاک که در این کتاب با نام رسوبات ریزدانه نام برده شده ، پوشیده شده و دیگر مرغزار نیست پس غذا کمتر است و ماهی دیرتر بزرگ می‌شود.

چون نویسنده قبل و بعد از ساخته شدن سد، به لار میرفتند، تاثیر این تغییر را بر ماهیها درک کرده‌اند و خواننده را هم شیرفهم می‎‌کنند.

کتاب بخصوص برای ماهیگیران قدیمی و آنهایی که قبل از سال 1377 به لار میرفتند به طور ویژه جذابیت دارد.

من کتاب را در سال 1389 خواندم، و آن موقع به نویسنده ايميل زدم و میزان علاقه خودم را به آن کتاب اعلام کردم، ایشان هم استقبال کردند و بعد چند سئوال از من پرسیدند که در اینجا می‌آورم كه در واقع مصاحبه با خودم است:

1- هدف‌‌های واقعی نویسنده از چاپ این کتاب به نظر شما چه بود؟

             

هدف از چاپ کتاب همان است كه در مقدمه گفتید يعني آشنایی افراد با گذشته لار و اینکه آن زیبایی را که حس کردید و دیگران ندیده‌اند را به آنها هم انتقال بدهید.

 

2- آیا نویسنده توانسته به آن چیزهایی که در مقدمه خود به عنوان هدف نوشته برسد؟

آنچه تنها با یک کتاب در راه آن اهداف بلند میتوان به آن رسید ، بله رسیده، گرچه هدف شما و من رسیدن به بهشت برین، آنجایی که همه رودخانه ها پر از ماهی است و کسی هم دنبال زیاده طلبی نیست، با کتاب بدست نمی‌آید.

3- کدام یک از فصل های کتاب را شما بیشتر پسندیدید و چرا؟

گزارش FAO به علت توضیح تمام رودخانه های لار با آمار (ما چون ماهیگیر سد هستیم ، از رودخانه های لار چیز زیادی نمی‌دانستیم) – در ضمن بحث رسوبات ریزدانه که همان طور که در قبلا گفتم باعث روشن شدن مسائلی برای من شد.

بخشهای پیش گفتار و لار کجا و چگونه بود به خاطر احساسی که در آن بود و عکسهای گلهای آن (که مجموعا مرا به گریه انداخت).

4- آیا پردازش ادبی نویسنده خوب و رسا بود؟

در قیاس با کتاب دیگری در مورد ماهیگیری از یک نویسنده دیگر ایرانی که من مطالعه کرده بودم، یک اثر ادبی بود. به نظر من شیوایی کلام حفظ شده بود و خواننده متوجه منظور شما می‌شد، در گفتارتان صداقت داشتید، مثلا موضوعاتی را چند بار در چند جای کتاب میگفتید، و خواننده می‌فهمید که این کلام همینطوری و از روی حدس و گمان نبوده، ضمن اینکه احساس زیادی هم داشت.

5- عکس‌ها چطور بود؟

اغراق نیست اگر بگویم: عکسها عالی بود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ارتباط با ما

 

 

 
تهران، خیابان آزادی، دانشگاه صنعتی شریف، ساختمان انجمن فارغ التحصیلان  15
(+98 21) 66085860
 (+98 21) 66164490-2
  (+98 910) 8468041

66085866  
3000101151  
[email protected]  
https://telegram.me/AlumSharif  

 

آخرین نظرات

tehrandigi.com
We use cookies to improve our website. Cookies used for the essential operation of this site have already been set. For more information visit our Cookie policy. I accept cookies from this site. Agree